مرور خدمات ابوالفضل توکلی بینا، از همراهان خدوم امام خمینی (ره) | دیدار در نوفل‌لوشاتو

تبلیغات بنری

به گفته شهر آرارانیوس ؛

پاییز
تشکیل جمعیت

تیتر همه روزنامه های دوران تهران در 5 اکتبر 2009 ، یک رویداد مهم را اعلام کرد: “حکم انجمن های ایالتی استانی شاه”. امام در گروهی از آیات بزرگ آقای ماراشی ، گلپایگان ، شرییاتماداری و هاری گفت: “این خورشید که از کوههای دیماوند فرو می رود ، گفت:” اینها تصورات بدی دارند و ما باید آماده شویم. ” کارهایی را که آنها نتوانستند در زمان آیت الله بوروجردی انجام دهند ، شروع کرده اند. ”

دانشمندان مأموریت خود را آغاز کردند ، اما پس از آن ، بین وفادار امام خمینی ، آن چانه ساده ، ابولفازل تاواکولی بینا ، که ایمان خود را در مسجد قبا آغاز کرده بود ، به طور خودجوش به نام عراقی مهدی. عراق مهدی نیز یکی از مبارزان صمیمانه انقلاب بود.

او می خواست او را برای دیدار با امام به قوم ببرد. مسیر لغو وضوح باید توسط کانال های مختلف دنبال شود تا نتیجه حاصل شود. علاوه بر فعالیت های محققان ، امثال Tavakoli و عراق به عنوان گروه های آتش نشانی متحد ، به دستور امام خمینی ، آنها به پیشبرد اهداف کمک کردند. روزی که ابولفازل تاواکولی و مهدی عراقی در قم خدمت کردند ، آنها به دیگران که از تهران آمده بودند ، وظیفه داشتند.

امام معتقد بود که اهمیت این وظایف آشنایی با افراد با مسائل اجتماعی است. بعداً ، در سایه دستورات امام ، این لایحه لغو شد و این سرآغاز رسمی تیم Tavakoli همراه با تیم امام بود. شب پس از فسخ قطعنامه ، تاواكولی ، عراق و آقای عكسرولادی خانه امام را جمع كردند. پس از ماهها فعالیت مؤثر ، قرار بود در قالب یک تیم متحد و پارچه ای در مسیر اهداف مشترک آنها حرکت کند.

یک ماه بعد ، طواکولی ، عراق ، عسکرولادی و مرحوم شفیق پس از تشکیل یک شورای چهار نفره وارد شدند. آنها اولین نیروهای جدید جمعیت اسلامی بودند. هئانی که به توصیه امام برادرانه ، سرانجام وحدت و همدلی را به هم منتقل کردند ، به تجربیات رهبری که قانون اساسی و جنبش ملی را می دانستند ، داده شد و در نهایت آنها را راهنمایی کرد.

بهار 1
فاجعه مدرسه Faiziyah

یک نفر خود را جلوتر از جمعیت در مدرسه فیضیه سوق داد و با صدایی سعی کرد وحشت خود را پنهان کند ، به چشمان امام خیره شد و گفت: “من از اعلیحضرت به شما هشدار می دهم که اگر می خواهید کوچکترین حرکت را انجام دهید ، ما به نیروهای خود دستور می دهیم. “

امام کمی در جای خود جابجا شد و پس از آن ، بدون اینکه به چشمان اضطراب مأمور نگاه کند ، گفت: “ما به برادران خود دستور می دهیم که تصمیم بگیرند!” آن روز صبح ، سخنرانی مأمورین دولتی برگزار شد. در همان عصر ، اما حیاط مدرسه فیضیه تحت تأثیر عموم قرار گرفت.

Abolfazl Tavakoli ، در جایی بین جمعیت ، به طوری که هیچ کس به طور بی نظمی نیست ، ناگهان به یک لباس شخصی که در همان لحظه ایستاده بود نگاه کرد و فریاد زد: “سلام به رضا شاه!” او بلند شد تا او را از مکان دور کند ، که فریاد زد ، “جاوید کینگ” و سپس در لحظه میدان ، او از راه خارج شد و یک دقیقه بعد صدا ، صدای شکستن پنجره ها و فریادها از مردم و شعله های کتابهای مقدس و سوزاندن عمامه. در فضای مدرسه بود در عجله بود که ابولفازل تاواکولی و مهدی عراقی به خانه امام رفتند.

شکی نبود که مقصد بعدی شورشیان دولت حمله به محل زندگی امام بود. یک دقیقه بعد ، هنگامی که آنها به خانه امام رسیدند ، Tavakoli به زیرزمین رفت. او می خواست یک شبکه دفاعی در پشت پنجره ها از توده ترک های چوبی ذخیره شده برای زمستان ایجاد کند. آن شب تا طلوع آفتاب ، ابولفازل تاواکولی و مهدی عراقی و سایر اصحاب مانند نیروهای ارتش از خانه امام محافظت می کردند ، به طوری که او نتوانست هرج و مرج را از درز راه حیاط پیدا کند. صبح روز بعد ، به آن دستور داده شد که انرژی نیروهای شبه نظامی باشد ، و برای زمان محرم و صفر هزینه می کند.

پیشنهادات امام از امثال Tavakoli به دانشجویان منتقل شد و ضمانت عملکرد خوب به امام اختصاص یافت. آخرین مأموریت تظاهرات باشکوه در طول محرم بود. تشکیل شورای مرکزی بر عهده Tavakoli بود. از محتوای دستگاه ها تا نحوه توزیع و دعوت از جزوه ها به خیابان ها. مسئولیت سفارش و کارگردانی جمعیت نیز با او و تیمش بود. شبه نظامیان شاه به میدان بهارستان خود از جمعیت مردم شگفت زده شدند.

یک سیل قدرتمند جمعیت علیه کاخ مرمر گذشت و وحدت خود را به دولت کشاند. همه چیز تا روزی که اخبار فرا رسید ، دستگیر می شد. اکنون دیگر تحمل وجود نداشت. درگیری زیاد بود و در بیمارستان ها هیچ سوزن وجود نداشت. Tavakoli از جمله شلوغی بود که دستگیر شد. جایی در حدود اواسط ژوئن.

پاییز
Nofel Lushatu France

کسی مانند حاج ابولفازل تاواکولی ، که پیشینه و زندان های سیاسی زیادی داشت ، هرگز مجاز به ترک کشور نبود. امام فرانسه بود ، و آقای Tavakoli ، مانند یک مرغ کثیف ، قصد داشت به نوفل لوشاتو برسد ، اما با عبور از دروازه پرواز ، هیچ کاری در میان امنیت کشور وجود نداشت. بیست و چهار ساعت یک گذرنامه جدید می تواند پرواز کند و به پاریس پرواز کند. در 8 نوامبر بود که حاج ابولفازل تاواکولی به سرزمین سخت فرانسه رسید و بی رحمانه به Nofelloshato ریخته شد. این غروب آفتاب بود که با شهید عراق وارد شد. امام در ویلای شمالی روستا دعا می کرد.

جایی که به طور کلی جلسات و کنفرانس های خبری برگزار می شد. جمعیتی که با سرویس عراق پراکنده بودند وارد شدند. شور و شوق در چشمان آنها غیرقابل توصیف بود. پس از مدتها او دل شکسته بود و می خواست اکنون در خدمت امام باشد. بنابراین آنها قرار بود وسایل خود را از هتلی در هتل ایفل در پاریس به Nofel Lawshato منتقل کنند ، زیرا اکنون در اینجا کارهای زیادی دارند.

او مجبور شد دولت را به دست بگیرد و مسئولیت پایان با او و شهید عراق را بر عهده داشت. او شروع به اجاره هتلی در روستا کرد ، و سپس تا زمان بازگشت امام ، برگزاری جلسات ، ضبط سخنرانی و انتشار جزوات. حاجی تاواکولی ، امام امام ، مأمور شد یک هفته قبل از بازگشت امام به ایران برای ضبط امور در دفتر مرکزی به ایران برگردد.

پیشنهاد این بود که امام را به مدرسه رفاه با او منتقل کنیم. از نقشه برداری از ورود امام به فرودگاه به بهشت ​​زاهرا و مکتب رفاه ، همه او تحت نظارت وی انجام شد و روزی که امام به میهن آمد ، خستگی ماه های دویدن و خدمت و کار در آن نسیم خنک آزادی و پیروزی ، فراموش شده. سپرده شده

توضیح تیتر: “بازدید از Nofel Lawshato” عنوان کتابی با موضوع خاطرات سیاسی اجتماعی Abolfazl Tavakoli Bina با روشی مبتنی بر گفتگو و توصیف پیوستن وی به مبارزات دولت پهلوی و همگام سازی با حزب ائتلاف اسلامی توسط فرامارز شورا هوسینی

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری shahraranews

دیدگاهتان را بنویسید