درباره دیوید بارنت، عکاس مجله تایمز | عکاسی که با انقلاب ماندگار شد

تبلیغات بنری

گزارش شهر Araiws؛ ؛

بلیط به سمت ماجراجویی

“این بلوچستان کجاست؟” و ویراستار پاسخ داد ، “من نمی دانم! بیایید برویم! فقط چند قدم با یک کشف مهم فاصله دارند ، در حال بررسی کشورهای برتر و استان های کشور با روانپزشک بودند.

انگشت آقای سردبیر در جایی در اطراف ایران ، پاکستان و افغانستان متوقف شد. وی تحت نام سیستان و بلوچستان گفت: “این است!” چند روز بعد ، دیوید بارنت برای سفر به ایران بلیط به ایران برد تا تصویری از سیستان و بلوچستان گزارش دهد. قرار بود عکس ها به مقاله ای در مجله تایمز وصل شوند. غافل از اینکه این یک مأموریت ساده نبود.

این هواپیما در یکی از تاریخی ترین صفحات تاریخ معاصر ایران در حال فرود بود ، و پاییز عجیب و غریب بارداری یک تجربه ماجراجویی برای عکاسی بود که قبلاً در بسیاری از زمینه های نظامی و تاریخی بوده است ، اما نمی دانست که ایران مرکز مرکز است تحولات خاورمیانه در آن روزها. دیوید بارنت ثروت بزرگی داشت که به او این فرصت را داده بود که از طریق یک شرکت تابعه در موقعیت تکراری قرار بگیرد. با این حال ، در آخرین روز سفر ، وی تصمیم عجولانه گرفت.

تعطیلات کریسمس در ایران

از آنجا که پای او در ایران بود ، او خبرهای مختلف پراکنده را شنیده بود. او می دانست که در جایی بسیار فراتر از سیستان و بلوچستان مرکز تظاهرات است. مردم در اعتراض به دولت شاه ایرانی متحد شده بودند و رهبر این جنبش به فرانسه تبعید شد. نام آیت الله … قبلاً خمینی را شنیده بود. خبر قتل معترضین در تظاهرات ، شاخک های روزنامه نگاری وی را لرزاند و او می خواست چند روز در سیستان در ایران بماند.

بنابراین او به تهران رسید. این به پایتخت رسید که یک روز از جشن سال نو گذشته بود. وی اکنون ترجیح داد به جای بازگشت به دفتر مجله ، دایره فیلم خود را تحویل دهد و سپس با خیال راحت از سفر با تعطیلات کریسمس خسته شود ، تا در ایران بماند تا در روزهای ملتهب تاریخ خود کشور را بکشد.

در همان شب که به تهران رسید ، وسایل خود را در هتل گذاشت و با یکی از عکاسان (آسوشیتدپرس) به خیابان ها رفت. اندکی پس از آن ، در قلب اعتراضات ، بوی باروت در خیابان ها و فریادهای جوانان و شعارهای آغشته شده ، فهمید که در اینجا قلب تاریخ ایران است.

شلیک مأمورین در میدان اصفهان و صدای شاتر دوربین دیوید بارنت پیچیده شد. حالا او مطمئن بود که می خواهد در تعطیلات کریسمس در خاک ایران بماند تا بتواند بقیه داستان را ببیند. او شنیده بود که این آخرین روزهای شاه در ایران است ، اما او به صحت این خبر اطمینان نداشت. او خود را به جوانان نزدیکتر کرد و به همراه همکارش سعی کرد تا اطلاعات بیشتری را در نیروهای محبوب کسب کند.

دیوید با دوربین خود به آخرین حضور عمومی شاه در ایران نزدیک شده بود ، و او شاهد رد شاه رد شده ایران از نور خورشید بود و نمی توانست باور کند که بالاترین اقتدار سیاسی یک کشور در نگهبانان و نگهبانان. پارک های بی شماری آن روزهای آخر حکومت وی ​​را می گذراند. اگر هیچ شلوغی در خیابان ها وجود نداشت ، هیچ چیز در مقابل پادشاه ایران از سقوط دولت خبر نمی داد. با این حال ، او منتظر ماند ، و با نگاهی کنجکاو ، دقیق و هوشمندانه خود ، ابعاد مختلف این رویارویی تاریخی را تماشا و ضبط کرد.

ثبت 2 روز مهم در ایران

هنگامی که او ویزای دوربین را برداشت و به قاب زنده ای که او یک ثانیه پیش ضبط کرده بود ، نگاه کرد ، وی متقاعد شد که حقیقت پادشاه ایران از بین رفته است. او این امر را از دیدن نیروی ارتش بر روی شانه های یک نیروی مبارز محبوب معتقد بود. عکسی که یکی از هزاران قاب مستند وی از پیروزی انقلاب بود.

این درست برای جوانانی بود که به شاه و بازگشت رهبر انقلابی در مکالمات صمیمانه خود قول داده بودند. آیت الله خمینی از تبعید به ایران در حال بازگشت بود و در تمام آن روزها ، او منتظر چنین لحظه ای در تهران و چندین شهر دیگر از جمله مشهاد ، اصفهان و تبریز بود و اکنون در فرودگاه حضور داشت.

علاوه بر جمعیت افراد مشتاق و سایر عکاسان که هرکدام در آن لحظه تاریخی ارزش و قیمت حضور را درک می کردند. این دیوید بارنت و آخرین مدل دوربین و دنیای موضوعات گرانبها بود. برای چرخش این سریال کافی بود تا ابعاد وسیع تری از این انقلاب عامه پسند را ثبت کند. در روزهای بعد ، او به همراه همکار خود در یک برنامه به فرودگاه رفت تا آخرین گزارش های تصویری خود را از طریق مسافران به دفتر مجله دریافت کند.

او به عشق به غریبه ها امیدوار بود ، و این روز او بود ، اما با کمال تعجب ، فرصتی برای ورود به مکتب رفاه از خیابان ها تعجب آور تر بود. جایی که امام خمینی پس از ورود به ایران برای از سرگیری فعالیت و قدرت خود در بین مردم به ایران آمد. دیوید بارنت پس از مدتها مجاز به ورود به مدرسه بود و حالا او مردم را در خارج از مدرسه تماشا می کرد که گویی او یک قاب تلویزیون بسته را تماشا می کند.

او در چند متری از امام (ره) در اتاقی حضور داشت ، جایی که بسیاری از رهبران انقلاب امام در حال گردش بودند و او می توانست این حضور باشکوه را در تاریخ با لنز دوربین خود ثبت کند. در آن شرایط ، او چشم هزاران دانشمند بود که می خواستند در آن لحظه در مکتب سعادت حضور داشته باشند. بعداً با قاب هایی که وی ثبت نام کرد ، دست مخاطب را گرفت و آن را با او به مدرسه برد. بعداً او از فریم های محدود مدرسه بیرون آمد و در کنفرانس های خبری امام شرکت کرد.

یکی از پرتره های دیدنی او از امام (ره) ، سرانجام یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در حالی که نام امام (ره) به عنوان مرد سال در مجله تایمز معرفی شد ، در این مجله منتشر شد ، اما اگر روز بعد دیوید بارنت فقط چند روز بعد ، خاک ایران بتواند در جشن پیروزی انقلاب شرکت کند. او هرگز فکر نمی کرد که خون خیابان ها و دیوارهای شهر به زودی با جشن ها پوشانده شود. با این حال ، دستاورد او از چهل و چهار روز به ایران در واشنگتن در قالب کتاب با عنوان “7 روز: ایران و ترمیم جهان” منتشر شد.

مجموعه عکس به نقل از دیوید بارنت به دنبال به نمایش گذاشتن انقلاب ایران به آینده و تلاش برای آشکار کردن مهمترین و ویژه ترین شخصیت جهان به عنوان یک عکاس مورخ ، که مهمترین و خاص ترین شخصیت در جهان است: “من علاقه مندم در دوربین خودم به این شخصیت ها نفوذ می کنم و آنها را به مردم معرفی می کنم ، و این همان چیزی است که من به مدت 5 سال به زندگی خود اختصاص داده ام.

درباره دیوید بارنت ، عکاس مجله تایمز | عکاسی که توسط انقلاب زنده مانده است

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری shahraranews

دیدگاهتان را بنویسید